محمد الريشهري
55
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
كشته شدند و يا به اهداف متعالىشان در زندگى دنيا دست نيافتند ؛ امّا از سوى ديگر ، خداوند ، وعده نموده كه آنان را در دنيا و آخرت يارى كند . مفسّران اهل سنّت در تفسير اين آيه ، راههاى مختلفى رفتهاند و تأويلهاى گوناگونى ارائه كردهاند . فخر رازى ناچار شده است براى اين كه با وجود كشته شدن و شكست ظاهرى رسولان و مؤمنان ، يارى شدن دنيوى آنان را درست كند ، به هفت تأويل دست بزند . اين هفت تأويل ، عبارت اند از : كمك شدن با حجّت و استدلال ، يارى شدن با زنده ماندن نام آنان ، انتقام گرفتن خون آنان ، مدح و ستايش مردمان ، نورانيت و يقين باطنى آنان ، كوتاه بودن دولت باطل ، محظورات و مشكلات پيش آمده براى آنان ، به دليل اين كه موجب افزايش مقام و مرتبت آنان مىگردد . « 1 » غالب مفسّران اهل سنّت ، يك يا چند تأويل از اين تأويلات را انتخاب كردهاند . « 2 » برخى نيز تأويلاتى ديگر افزودهاند ، از جمله : نگريستن به عاقبت كار جهان ، « 3 » اقتداى مردمان به سيرهء آنان « 4 » و كفايت نصرت غالب رسولان . « 5 »
--> ( 1 ) . مفاتيح الغيب : ج 27 ص 523 - 524 . ( 2 ) . مانند : عبد الكريم خطيب در التفسير القرآنى للقرآن ( ج 12 ص 1246 ) ، بروسوى در روح البيان ( ج 8 ص 194 ) ، مراغى در تفسير المراغى ( ج 24 ص 82 ) ، مظهرى در التفسير المظهرى ( ج 8 ص 264 ) ، زحيلى در التفسير المنير فى العقيدة و الشريعة و المنهج ( ج 24 ص 142 ) ، حجازى در التفسير الواضح ( ج 3 ص 310 ) ، طنطاوى در التفسير الوسيط ( ج 12 ص 298 ) ، سورآبادى در تفسير سورآبادى ( ج 4 ص 2202 ) آل سعدى در تفسير الكريم الرحمن ( ج 1 ص 890 ) ، قرطبى در الجامع لأحكام القرآن ( ج 15 ص 322 ) ، سيوطى در الدّرّ المنثور ( ج 5 ص 352 ) و ديگران . ( 3 ) . روح المعانى ، آلوسى : ج 24 ص 76 . ( 4 ) . تفسير غرائب القرآن و رغائب الفرقان ، نيشابورى : ج 6 ص 40 . ( 5 ) . طبرى در جامع البيان : ( ج 12 جز 24 ص 74 ) و ابن كثير در تفسيرش ( ج 7 ص 13 ) . نكتهء عجيب در اين تأويل ، اين است كه طبرى و ابن كثير ادّعا كردهاند كه غالب رسولان ، يارى شدهاند ، در حالى كه اكثر آنها در حيات دنيا منزوى ، كشته ، بىياور ، مورد تمسخر و خلاصه شكست خوردهء ظاهرى بودهاند و تنها عدّهء كمى از رسولان يارى شدهاند و با عدّهء كم نمىتوان چيزى را به همهء آنها نسبت داد . كافى است نگاهى به وضعيت دينى اكثر مردم جهان بيندازيم . اغلب آموزههاى موجود اديان ، به گونهاى تحريف شده در اختيار مردمان است . آموزههاى اصلى عيسى مسيح عليه السلام در دست نيست و آنچه به نام مسيحيت تبليغ و ترويج مىشود ، فاصلهء زيادى با آموزههاى اسلامى دارد . اديان شرقى ، دچار چندگانهپرستى يا بىخدايى هستند . يهوديت به دينى نژادپرستانه تبديل شده است . اسلام نيز دچار اختلافات فرقهاى است و از ميليونها پيروان آن ، تنها عدّهاى اندك ، بر طريق حق هستند . با اين حال ، چگونه مىتوان ادّعاى موفّقيت غالب رسولان را داشت .